تبليغاتX
پادشاهان قلب های عاشق

پادشاهان قلب های عاشق

شــاید قانون دنیـــا همین باشــد ...من صاحب آرزویے باشم ؛ که شیرینے تعبیرش از آن ِ دیگریست

غمگــــینم

تنــــــــــــها شادے زندگـــے من ایــــن استــ

 

کہ هیچـــ کس نمیــــداند…

 

تــا چہ انــدازه غمگینــــم....

+قالبمو میدوستم...یه دخترکه تو تابوت پرازگله.به داسیمم میخوره:|

+ازخودم متنفرم...به خاطر داسیم...فصل بعدی رو بخونین میفهمین چرا...شاید شماهم ازم متنفرشدین

+چمدانت بزرگــــ هم نبود...چگونه باخودبردی تمام"من"را؟!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ساعت 23:23 توسط شهرزاد


تماشای تو عین آرامشه...توزیباتین آرزوی منی

 بعدازتو جواب تمام دوستت دارم ها...

مرسی شد...

 

سلام:

دلم براتون یه ذره شده بود.هرچندکه من مدام اینجاموبه وبا سرمیزنم(البته باتاخیر)اما خب دل دیگه براتون تنگ میشه...امیدوارم روزای خیلــــــــی عالی رو پشت سر بزارین وروزهای عالی رو درپیش داشته باشین وامتحانای خرداد که درراهه رو خوب بدینکم کم تابستون داره میشه ومثل هرسال تابستونا نت شلـــــــوغ میشه وهمه برمیگردن نت...به به...امیداوارم ویدیو بعدی هم بیاد...هرچند که من میگم "مال تو"...بدجورم دلم میخواد بدونم سوژه ویدیو چیه...هرچی باشه من عاشق این اهنگم.باید ویدیوش عالی باشه

ازهمتونم ممنونم.به خاطر نظرات زیباتون،لطفتون به منومطالب وبم.به خاطر تک تک تبریکاهم ممنونم. حقیقتش اصلا فکرشم نمیکردم تولد اینجوری بشه.خیلی روزخوبی برام بود درکنار شماها...نظراتو که کلا ترکوندیمهیچ تولدی من به خوشحالی امسال نبدیم.ایشالله که سرنوشت این خوشی رو کوفت من نکنههمتونو دوست دارم.حتی خواننده های خاموش وبمو...ویادتون باشه"همتون بهترینین"

نگران نباش

حال دلم خوب است

آرام گوشه ایی نشسته و

رویاهایش را به خاک میسپارد

بـــــــــــــویــــ مهربـــــــــانیــــــ میآیــــــــــد

کجا ایــــــــــــــستادهـ ایـــــــــــــ ؟

در مسیــــــــــر بـــــــــــاد

 

 

 

به  هوایت  " صبر" را هجی کرده ام !

بعید بود!

این همه سختی

از سه حرف !!!

 

خب به امیدخدا امشب براتون فصل۲۴رو میذارم...خیلی دلم میخواد انتقادوپیشنهاداتونو بدونم...اما قبلش چند کلمه حرف داشتم.حقیقتش نمیخواستم دیگه حرفی بزنم اما...طرف حرفای من اون دوست "شاید" محترمی بود که تو خصوصیا اون حرفارو زد.شایداگه وسط حرفات نمیگفتی دلت برام سوخته دیگه الان جوابتو نمیدادم.اما حرفت خیلی دلمو سوزوند.بایدبرای تو وخیلی های دیگه که شایدبیان اینجا واون حرفا براشون پیش میاد یه چیزایی بگم.اولاهمیشه سعی کنین طرفتونو بشناسین...بعداونجوری قضاوت کنین. وقتی هیچی اززندگی طرف نمیدونین اینقدر راحت نگین تو عاشق نیستی...من هیچ وقت ادعانکردم که خیلی عاشق هومنم...اگه اینجام واینارو مینویسم چون هم حرفای دلمه وهم میدونم شاید خیلی ها درکم کنن...من واسه اونامینویسم...دوما...ازاین دنیا که هنوزکه هنوزه ادمای مثلاعاقل عاشقارو بچه و بی عقل فرض میکنن متنفرم...هنوزم ادمایی که هیچ بویی اززیباترین نعمت خدا"عشق"نبردن خیلی راحت میگن توکه عاشقی خیلی بچه ایی!!!کی گفته عاشقی بچه بازیه؟کدوم بچه ایی میتونه این روزایی که حداقل من میگذرونم تحمل کنه؟خودتو که اونانوشتی،یه هفته...نه بیشتر...جاتو بامن عوض کن اگه تحمل کردی بعداینجوری راحت حرف بزن.میدونی چرا اسم داستان هزارویک شبه؟یکی ازدلایلش چون من هم اسم راوی هزارو یک شبم...اما دلیل اصلیم اینکه هزارویک شب افسانه بود...شهرزاد قصه گو ازافسانه ها میگفت...پس داستان منم افسانست...پس مطمئن باش افسانه هیچ وقت اتفاق نمی افته...و لطفا دعا نکن عقلم سرجاش بیاد...خیلی دعات بگیرنیست...خیلی حرف تودلم قلنبه شده اما همین چند خط به تلافیه این حرفای تکراری...شاید حرفای شماها هم باشه....(ببخشید پرحرفی کردم)

مواظب خوبی هاتون باشین...

 

            اَشکــــــــــهایم هم شبیهـ تو شده اند,
گریهـ کــ ِ میکُنـــــــــم,
نمے آیند !

 

داستان

"هزارویک شب من"

درادامه مطلب

+بعدنوشت:اهنگ این فصل"امشب میخوام"۲۵باندبود...هرچقدرگشتم کدشو پیدانکردم.این اهنگو گذاشتم

+بعدنوشت:به خاطر پیشنهادبچه ها واعتراظشون به زمان طولانی آپها از هردوپنج شنبه یک بار(۱۴روز) به هر۱۰روز یه بار کاهش پیداکرد:)کمتردیگه واقعا نمیشه چون نمیرسم تایپ کنم

+بعدنوشت:آپ بعدی۳۱اردیبهشت


برچسب‌ها: یواش گفتم دوست دارم, واسه اینه که نشنیدی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ساعت 1:2 توسط شهرزاد |